تبلیغات
بصیرت - سعید قاسمی: متاسفیم که سران قوا سربازی برای ولی فقیه را بلد نیستند (بخش دوم)


























ویژگی‌های خواص گیج!

بالاخره رؤسای قوا در پیروی از فرمایش‌های رهبری باید با مردم عادی فرقی داشته باشند.

دقیقاً همین جور است که می‌فرمایید، اما بر اساس آیه‌ای که خواندیم، چه کسی از فتنه مبراست و به چه کسی سفید امضا داده شده است؟ در این قصه همه سعی می‌کنند خودشان را مبرا جلوه بدهند، ولی من اسم اینها را می‌گذارم خواص گیج! اینها می‌گویند ما سرباز ولایت هستیم، ولی عملاً گیج‌اند. عوام در فتنه ۸۸ واقعاً نقش خواص را بازی کردند و دیدند پرچمدارها دارند کلاً اشتباه می‌روند، بماند که اصلاً پرچم را رها کرده‌اند و دارند به بیراهه می‌روند و مسیری را انتخاب کرده‌اند و دارند می‌روند که به ترکستان است و لذا خودشان تصمیم گرفتند کاری بکنند. هفت هشت ده سال قبل از آن خیلی کاری به این قضایا نداشتند و می‌رفتند رأی می‌دادند و یک بابایی را به ریاست جمهوری انتخاب می‌کردند و از دور نظاره‌گر رئیس‌جمهور و قوا بودند، اما در این قصه به خاطر اهداف و ارزش‌های مورد نظرشان به میدان آمدند. رأی به احمدی‌نژاد رأی به شخص او نبود، بلکه رأی به آرمان‌ها، عدالت‌خواهی، رأی به ارزش‌ها، نظام و حزب‌الله بود. ...


 اگر کسی شعارهای قوی‌تری از احمدی نژاد بر مبنای فرامین حضرت امام می‌داد، والله او رأی می‌آورد

خرج احمدی‌نژاد کردند یا خرج…

حضرت آقا خود را خرج تفکر کردند. احمدی‌نژاد به معنای شعاری بود که داد، فرامین روح‌الله را زنده کرد، ما از مولا امیرالمؤمنین(ع) یاد گرفته‌ایم که «مرد را به حق بسنج و نه حق را به مرد». ما بر این باوریم که رقبای احمدی‌نژاد خطا کردند. اگر کسی شعارهای قوی‌تری بر مبنای فرامین حضرت امام می‌داد، والله او رأی می‌آورد، ولی جالب است که این آقایان برای این‌که رأی همگان را به دست بیاورند، هی چراغ سبز و پالس به امریکا، بهایی‌ها، ریگی، منافقین، سلطنت‌طلب‌ها و… می‌دادند. می‌خواستند همه را جذب کنند، درحالی که اگر این مملکت می‌خواست همه را جذب کند، انقلاب نمی‌کرد، چون همه بودند. این بار هم خیلی‌ها باز دارند این اشتباه را مرتکب می‌شوند. کسانی که گمان می‌کنند می‌توانند همه آرا را داشته باشند و برای همه دانه می‌پاشند، راه به ترکستان می‌برند که در جای خودش باید در باره آن بحث کرد.

ما مسیری را به سمت قله داریم بالا می‌رویم و طبیعتاً هر چه بالاتر برویم، راه دشوارتر و لغزنده‌تر می‌شود. در اینجا چند اتفاق افتاد که آقای احمدی‌نژاد خواسته یا ناخواسته وارد این بازی شد. در علوم اجتماعی، رفتارشناسی موضوع بسیار مهمی است. وقتی می‌خواهید تیمی را ببرید که با تیم دیگری بازی کند، ده بار نوار بازی‌های آن تیم را می‌گذارید و ریواند (Rewind) می‌کنید تا از زیر و بم همه حرکات و تکنیک‌هایشان سر در بیاورید. سئوال این است که دشمن در این مقطع برای چهره‌ای مثل احمدی‌نژاد یا حتی قوه مقننه و مجلس چنین رفتارشناسی‌ای نکرده و تیم نگذاشته است که رفتارهای آنها را تحلیل و بررسی کند و مدل ریاضی آنها را دربیاورد و برایش برنامه بریزد؟


آقای احمدی‌نژاد با چاقویی که در انتخابات دستش گرفت و با آن مدل تکاوری که اسناد را رو کرد، انتخابات را برد. شاید در مقطعی که چیدمان ضد انقلاب در نظام کامل بود، شاید چنین شیوه‌ای ضرورت داشت و باید با همین مدل احمدی‌نژادی در سینه‌شان می‌رفتی و کاسه کوزه‌هایشان را به هم می‌ریختی. شب‌های مناظره را یادمان هست. اگر چه آن مدل در آن مقطع خیلی‌ها را آچمز کرد و به هم ریخت. یکی را می‌خواست که زیر این میز بزند، چون چید‌مان این میز از قبل ردیف شده بود و کسی باور نمی‌کرد یکی بیاید و زیر این میز بزند و قرار بود هر کسی بیاید و حرف و حدیث‌های خودش را بزند. یک کسی را می‌خواست که زیر میزی را که توسط پدرخوانده چیده شده بود بزند و در انتخابات ۸۴ هم این شیوه جواب داد، اما متأسفانه آن چاقویی که دست آقای احمدی‌نژاد بود و اکنون هم هست، آقای احمدی‌نژاد فکر می‌کند با همان مدل می‌تواند همان بازی را ادامه بدهد. دیگر در این بازی که برایش چیده شده است، آن مدل جواب نمی‌دهد.

باور نمی‌کنم چنین اتفاقاتی اتفاقی باشد!/ متاسفیم که سران قوای ما سربازی برای ولی فقیه را بلد نیستند

شیوه‌اش دیگر قدیمی شده است.

احسنت! اتفاقاً بر مبنای همین مدلی که دیده‌اند این مبارز طلبی جواب داده است که بیایید به مجلس و بگویید چند نفرید آقا؟ و همان جا چاقو بکشیم و مثل گانگسترها تیرهایمان را بزنیم و برویم، به هر حال یک بار، دو بار جواب می‌دهد. بر اساس همین مدل برنامه‌ریزی شد و برای به آتش کشیدن نظام و آن مدلی که خواهم گفت هدف چیست، کفایت می‌کند. باور نمی‌کنم چنین چیزهایی اتفاقی پیش می‌آیند. همه دارند در این پازل بازی می‌کنند. این تحلیل خودم است و اگر هم ناراحت می‌شود، مسئولیتش را می‌پذیرم. آقایان قوه مجریه، مقننه و حتی قضائیه دارند در این پازل بازی می‌کنند، و متأسفیم از این بابت که رؤسای قوای ما سربازی برای ولی‌فقیه را بلد نیستند و فقط ادعایش را می‌کنند.

والله نجات از فتنه ۸۸ فقط عنایت خدا، قلب شکسته رهبر و خانواده‌های شهید بود و بس!

آیا نوعی لجبازی در این نوع رفتارها مشاهده نمی‌شود، آن هم لجبازی‌ای که دودش به چشم مردم می‌رود؟

این صرفاً یک بازی کودکان یا لجبازی نیست. این قصه تدبیر شده است. این‌که چگونه تدبیر شده، در یک نمای کلی اصل قصه بیرون از مرزهاست، اما در داخل، واقعاً حال و هوای آقایانی را که در این قصه شکست خوردند، درک می‌کنم، چون حقیقتاً فکر نمی‌کردند قضیه این شکلی شود. این را صراحتاً پسر و دخترش هم گفتند که متأسفانه مردم بینش کافی ندارند، یک روز ما را بالا می‌برند و یک روز با سر زمین می‌زنند. دخترک رفت و روی چهارپایه ایستاد و از مردم گلایه کرد که یک روز به من به عنوان اولین نماینده زن تهران رأی می‌دهند و یک روز مرا پایین می‌اندازند. لفظ کلام درست است، اما نتیجه‌گیری غلط: «کلمة الحق یراد به الباطل»(۲). مردم به کسی چک سفید نداده‌اند. مردم اولش می‌بینند دختر یک شخص شخیص هستی، مبنای فکری‌ات غلط نیست و داری برای ورزش زن‌ها فعالیت می‌کنی، به تو رأی می‌دهند. بعد که روزنامه می‌زنی، قد و قواره عوض می‌کنی، جاهای نامربوط می‌رفتی و سینه‌زن حسین اردنی هستی، مردم می‌فهمند که آشغال خوردی با تو ادامه نمی‌دهند، چون مبنای انتخابشان مبانی و اصول انقلاب بوده است، نه شخص تو. هر وقت از آنها دست برداشتی، تو را تا آخر روی سر حلواحلوا می‌کنند، ولی فعلاً مردم این را نخواسته‌اند. مشکل اصلی همین است.

این داستان، انتقام گرفتن از خود آقا و مشخصاً مردمی است که آمدند و با انتخابشان کاسه کوزه اینها را به هم ریختند. در سال ۸۴ باور نکردند چه شده است، چون اصلاً قرارشان نبود چنین اتفاقی بیفتد. در چهار سال ۸۴ تا ۸۸ واقعاً آچمز بودند. در ۸۸ خودشان را پیدا، برنامه‌ریزی کردند و تمام توانشان را از خارج به داخل آوردند. حضرت آقا گفتند اینها ده پانزده سالی است که برنامه‌ریزی کرده‌اند و باید سال‌ها بگذرد تا حاصل چیدمانی که اتفاق افتاد و آمدن جورج لوروس و آموزش‌های متعدد و پول دانشگاه آزاد و بحث‌های رسانه‌ای و پیاده‌نظام‌ها و آوردن فاحشه‌ها به کف خیابان‌ها و… را کنار هم بچینیم و بفهمیم چه پروژه سنگین و عظیمی بود. والله قسم نجات از فتنه ۸۸ فقط و فقط عنایت خدا، قلب شکسته رهبر و خانواده‌های شهید بود و بس! خوش‌خیالی است اگر فکر کنیم سیستم امنیتی، بسیج و… قصه را جمع کردند. کار خیلی قوی‌تر از این حرف‌ها بود.

کسانی که در فتنه ۸۸ با تمام توان آمدند حالا می‌روند استراحت؟!

در قصه ۸۸، اینها با تمام توان آمده بودند و بدیهی است که دست برنمی‌دارند. می‌روند استراحت می‌کنند؟ اگر تتمه فتنه‌گرها چه آنهایی که دُمشان بیرون آمد، چه آنهایی که برای قصه جدید پنهان مانده‌اند و چه کسانی که اضافه خواهند شد، مشخصاً هدفشان انتقام‌گیری از حضرت آقا و مردم است که چه بشود؟ من اسم این پروژه را می‌گذارم، پروژه «غلط کردم». مردم را باید به این باور برسانیم که دیدید غلط کردید؟ دیدید اشتباه کردید؟ ما به شما گفتیم دنبال این مدل نروید. اگر آرامش واقعی و امنیت می‌خواهید، تحت زعامت امریکا و بستن با ابرقدرت‌ها و همان سیاست‌هایی است که ما در آن ده دوازده سال گفتیم که عدم تنش‌زایی و…

تیمی که به احمدی‌نژاد خط می‌دهد او را به بهم ریختن جامعه ترغیب می‌کند

تیمی که الان دارد به احمدی‌نژاد خط می‌دهد او را تحریک می‌کند که به این شکل دوئل کند و کل جامعه را به هم بریزد، برای فهمیدن ماهیت و اهدافشان زمان می‌خواهیم. این روش جزو کاراکتر شخصی احمدی‌نژاد هست، ولی این‌که چه کس یا کسانی او را تحریک می‌کنند که بیاید و به این شکل دوئل‌های احمقانه کند، وقت می‌خواهد.

 

ایجاد یاس و ناامیدی و کشاندن مردم به کف خیابان دو هدف اصلی راه‌انداختن خروس‌بازی‌هاست

 

این مدل بازی سیاسی را چه کسانی دارند راه می‌اندازند و منافعشان چیست؟

 مشخصاً اهدافشان ایجاد یأس و ناامیدی و مردم را به کف خیابان کشاندن. در فتنه ۸۸ فقط توانستند مرفهینی را که طالب تفکرات خاصی بودند به خیابان‌ها بکشند، اما این سری می‌خواهند با فشار اقتصادی و دلار سه چهار هزار تومانی و حرف و حدیث‌های نامربوط و ایجاد جنگ روانی، مردم حامی انقلاب را به کف خیابان‌ها بکشانند، تصور می‌کنند که این جوری بازی را برده‌اند. تمام برنامه‌شان این است. فشار سنگین اقتصادی را روی گرده مردم گذاشته‌اند تا آنها را به کف خیابان بکشانند و در مقابل نظام قرار بدهند و از آنجایی که آحاد نظام از همین قشر مستضعف و آسیب‌پذیرند، اصل طرح این است. این‌که این آقایان دارند به شکل احمقانه‌ای در این پازل بازی می‌کنند به این دلیل است که نه درد رهبر را دارند و نه درد مردم را، چون اگر به‌جای این‌که این خیمه‌شب‌بازی را در مجلس راه انداخت، بحث استیضاح را یک جوری کنار می‌گذاشت طوری نمی‌شد، حالا این کی بود که استیضاح می‌شد یا نمی‌شد و اگر هم نمی‌شد اتفاقی هم نمی‌افتاد. شاید یکی از مشکلات معیشتی مردم را وسط می‌گذاشتند و حل می‌کردند اصلاً این اتفاق هم نمی‌افتاد. به ذهنم می‌رسد که قصه به این سادگی‌ها نیست.

 
امام هم گفتند که اگر آرامش را حفظ نکنید، صریحاً با شما برخورد می‌کنم.

 حضرت امام آن تندی و آن قصه را داشتند. حضرت آقا حجب و حیای خاص خودشان را دارند و اگر این پرهیزها را کرده‌اند، علنی نکرده‌اند و صلاح ندانسته‌اند بحث را به سطح جامعه بکشانند. آن قدری که ما اطلاع داریم چندین نوبت این آقایان را خواسته و تذکر داده و آقایان استنکاف کرده‌اند. رهبر در آخرین هشدارش فرمود: «از شما می‌خواهم دست وحدت به هم بدهید و آرامش و امنیت جامعه را حفظ کنید». در جمع‌های خصوصی‌تر قطعاً حرف‌های دیگری هم به آنها زده‌اند.

 رفتارهای احمدی‌نژاد را مقابله با رهبری می‌دانیم

 
آیا رفتارهای احمدی‌نژاد را در مقابله با رهبری نمی‌دانید؟
 
چرا می‌دانیم. از خیلی وقت پیش جناب آقای احمدی‌نژاد این شیوه را شروع کرده است.
 
آقای احمدی‌نژاد! داستان منتظری و اتفاقات بعدی برای این روزهای ماست که نترسیم

 همین جا پیامی به آقای احمدی‌نژاد بدهیم. خیلی شفاف و روشن می‌گویم. کارهای بزرگی با دست توانایی شما و خلوص نیتی که قطعاً در کار بوده، امداد همه‌جانبه الهی، حمایت رهبری و کمک مردم انجام شده است که در تاریخ ثبت شد و کسی نمی‌تواند انکار یا چشم‌پوشی کند. برکاتش همین الان پیداست و بعد از این هم خواهد بود. از کار خوب حمایت می‌کنیم و اگر کار بدی شد، آن را هم تذکر می‌دهیم. این را به ما یاد داده‌اند. امام امر به معروف و نهی از منکر را یادمان داد: «خمینی کی هست؟ خمینی هم اگر خلاف اسلام عمل کرد، مردم نصایح او را به دیوار می‌زنند». امام یادمان داده است. دقیقه ۹۰، چهار پنج ماه قبل از رحلت به منتظری گفت: «تو قرار است با این مدل، پرچم را به‌جای من دست بگیری؟ می‌خواهی منافقین و لیبرال‌ها را سر کار بیاوری؟» گفت: «با دلی پرخون و روحی آزرده به تو که حاصل عمر من بودی»، خوب دقت کنید، «حاصل عمر من» «پدر شهید بودی، کتاب ولایت‌فقیه داری و این همه خدمت کرده‌ای می‌گویم خداحافظ! التماس دعا! شما صلاحیت پرچمداری این نظام و انقلاب را نداری. من کاری به تاریخ و هر آنچه پس از آن اتفاق می‌افتد ندارم. من موظفم با شما انقلابی برخورد کنم و آنچه را که صلاح اسلام و انقلاب و مردم است در نظر بگیرم. تاریخ پر است از خیانت بزرگان به اسلام!»

یا ابوالفضل! دقت کنید امام چه می‌گوید؟ تاریخ پر است از خیانت بزرگان به اسلام! داستان منتظری و اتفاقات بعدی که پیش آمدند مال این روزها هستند که ما نترسیم. متأسفانه به دلیل این‌که تاریخ انقلابی ما را در جغرافیای خاص خودش برای بچه‌های ما نمی‌گویند، باعث می‌شود بچه‌های ما دچار ترس و دلهره شوند که چه می‌شود؟ رئیس‌جمهور استیضاح شود، چه می‌شود؟ عدم کفایتش را بدهند، چه می‌شود؟ آقای احمدی‌نژاد پوست ما کلفت‌تر از این حرف‌هاست. شما باید بدانید که در چنین پیچ تاریخی «حسنات الابرار سیئات المقربین» است. خطای کوچک شما، قطعاً سقوط خود شما را به دنبال خواهد داشت، مگر این‌که در این سه چهار ماه باقی را قدم به قدم و با دقت بردارید. آن جایی که لازم است سکوت کنید، آن جایی که لازم است جیغ بزنید. این کار را نکنید قطعاً سقوط جنابعالی و متأسفانه عده‌ای را که عادت کرده‌اند به چهره‌ها دل ببندند، به دنبال خواهد داشت. بالاخره هر پرچمداری زمین می‌خورد، عده‌ای که به علمدار نگاه می‌کنند، زمین می‌خورند.

ما هم به عنوان کسی که به هر حال معروف است که در این قصه خرج شدیم. یک عده نصیحت می‌کنند که آقا شما در این قصه حیف شدید. چرا ما را نصیحت می‌کنید؟ همه برای احیای این جریان ارزشی خرج شدند، اما آقای احمدی‌نژاد این را بدان که ما دوست نداریم این اتفاق برای شما بیفتد.  نباید این ماجراها را باز کنیم، چون هر کدامش را باز کنیم، دشمن سوء استفاده می‌کند و شب در تلویزیون‌ها و رادیوهایشان تکرار می‌کنند. روزی که در بهشت زهرا صحبت کردیم، همان جا گفتن شب (VOA) پخش می‌کند. والله قسم! همان شب پخش شد و بعضی پیامک زدند که خوشت آمد؟ ما می‌دانستیم چه اتفاقی دارد می‌افتد،ولی به عنوان نماینده بچه حزب‌اللهی‌های موظف بودیم پیام خودمان را به رئیس‌جمهور برسانیم که این مدلی که تو داری برای امریکایی‌ها کف و سوت می‌زنی و چراغ سبز روشن می‌کنی، مدلی است که قبلاً بازی شده است. چه کسی دارد تو را به این سمت هدایت می‌کند؟ این حرف‌ها حرف‌هایی از جنس حرف‌های تو نیست. ما نمی‌دانیم این حرف‌ها را داری از کجایت درمی‌آوری و بر چه اساسی این حرف‌ها را می‌زنی؟ نه وقت داریم با آنها صحبت کنیم که بفهمیم از کجایش دارد این حرف‌ها را می‌زند. یک نفر از صدا و سیما را هم با خودش برد که یارو پناهنده شد و کلی اسناد هم با خودش برد. همه اینها مکتوم ماند و نرسیدیم بگوییم. بنا هم نداریم بگوییم، چون تف سربالاست؛ اما مردم تا یک جایی تحمل می‌کنند و حواسشان کاملاً جمع است و می‌دانند تا کجا لازم است سکوت کنند. مثل این بازی ماکارونی که در دانشگاه‌ها راه می‌اندازند و پل‌ها و سازه‌هایی را با ماکارونی درست و ۵۰ کیلو وزنه به آنها آویزان می‌کنند و بعد نیم کیلو نیم کیلو اضافه می‌کنند تا مثلاً ۵۵ کیلو که می‌شود می‌شکند و دو مرتبه تیم بعدی. حالا اینها هی دارند وزنه‌ها را اضافه می‌کنند تا ببینند آستانه تحمل مردم کجاست و در کجا می‌شکنند.

این سه چهار روزه دو باره حال و هوای روزهای فتنه را درست کرده‌اند و می‌بینی دست و دلت به کار نمی‌رود. چه شده است؟ چرا اینها دو باره دارند جامعه را به هم می‌ریزند؟ مردم می‌فهمند چه خبر است چطور این آقایان نمی‌فهمند؟ خواص و پرچمداران ما این قصه را نمی‌فهمند؟ واقعاً نمی‌فهمند که نامه‌نگاری می‌کنند چه می‌شود؟ آقای احمدی‌نژاد! تو که این سی‌دی مسخره را برداشته و آورده‌ای که مشخصاً برنامه‌ریزی شده بود. اصلاً ربطی به قصه و موضوع نداشت و شما آمدی این را پخش کردی. بسیار بازی مسخره‌ای بود. پانتومیم و تئاتر بود که بازی کردی. برنامه‌ریزی شده بود. ما قبول نداریم که بدون برنامه پیش آمد.

 به کسانی که به احمدی‌نژاد کار دارند، کار ندارم، ولی چرا خود احمدی‌نژاد سعی نمی‌کند فرود آرامی داشته باشد؟ آیا واقعاً نمی‌خواهد یا نمی‌تواند قضیه را جمع کند؟ آیا از روی لجبازی‌اش نمی‌خواهد قضیه را جمع کند؟

احساسم این است که همه اینها با هم هست. مدل رفتارشناسی‌اش این جوری است. البته همه ما کم و بیش همین جوری هستیم و ممکن است الان بروز نکند و در جایگاه خودش بروز کند. هر کسی رفتارهایی دارد. شما تا وقتی ازدواج نکردی یک آدم هستی، وقتی ازدواج می‌کنی آدم دیگری هستی. وقتی مسئولیت نداری، یک آدم هستی، وقتی مسئولیت گرفتی و هی تو را بالا و پایین بردند، یک میلیون نفر برایت هورا کشیدند و کف زدند، آدم دیگری می‌شوی و دیگر دست خودت نیستی. اصلاً تو را می‌برند. واقعیت این است که وقتی آدم به جاهایی می‌رسد… اینها را گذاشته‌ایم برای بعد، الان وقت باز کردنشان نیست، اما این‌که به هر حال در فرصت مناسبش باید گفته شوند. الان بگوییم باز مسئله‌سازی می‌شود. آقای احمدی‌نژاد! همه ما دیدیم که شما چه کردی. نمی‌توانی بگویی من سرباز محض ولایت هستم. شما در ولایت‌پذیری‌تان نمره خوبی نگرفتید.
 
مثلاً کجاها؟
 
 در خیلی جاها. استارتش از جایی شروع شد که حضرت آقا گفتند این آدم را بردار. گذاشتن این آدم باعث بدبینی مردم و دوستان شما نسبت به شما خواهد شد. از آنجا قصه را شروع کردی. خیلی راحت می‌توانستی او را از مسئولیت برداری و کنار دست خودت به عنوان مشاور نگه داری، اما با عناد لجبازی کردی. از این دست الی‌ماشاءالله وزیر و وکیل برداشتی و گذاشتی. اینها مچ انداختن بود. در مبانی فکری در بسیاری از جاها این کار را کردی. می‌توانی مخالفت داشته باشی، بحثی نیست، اما دیگر نمی‌توانی ادعای ولایتمداری داشته باشی.

 مردم چه جوری می‌توانند مخالفتشان را با عملکرد رئیس‌جمهور نشان بدهند؟

 یک جاهایی می‌توانند، یک جاهایی هم نمی‌توانند چون با آنها برخورد می‌شود و آثارش را یک جاهایی در تعارض با نظام، بی‌حجابی، دزدی، رشوه، بی‌قانونی، رانندگی بد و… نشان می‌دهند که می‌بینیم، یک‌سری هم در کسانی که متعهد هستند، در دلشان می‌ماند و در انتخابات‌ها نشان می‌دهند و مثلاً یکمرتبه به کل نمایندگان یک طیف رأی نمی‌دهند. در مجلس ششم کسانی که فتنه سال ۷۸ را راه انداختند و طالب حضور امریکایی‌ها و ضد ولایت‌فقیه بودند واقعاً فکر می‌کردند دارند جریانی را پرچمداری می‌کنند که مردم پشت سرشان می‌آید، ولی مردم اعتراضشان را این جوری نشان دادند که آنها کاملا حذف شدند. مردم ما مردم فهیم، آگاه، باشعور، بادرایت و با بصیرتی هستند. همان مردمی که حضرت روح‌الله فرمود: «من با قاطعیت عرض می‌کنم که ملتم از امت حضرت رسول‌(ص) بالاتر، فهیم‌تر و بصیرتر است». همان امامی که در قصه منتظری با آن صراحت صحبت کرد، راجع به مردم این جوری صحبت کرد.
 
در مورد احمدی‌نژاد دو نظریه وجود دارد. یکی این‌که می‌گویند احمدی‌نژاد در طی این سال‌ها تغییر کرده و به اینجا رسیده است و نظریه‌ای هم می‌گوید احمدی‌نژاد از همان سال ۸۴ دچار نفاق بود. شما کدام‌یک را قبول دارید؟
 

 آدم باید در باره حرفی که می‌زند، اطلاعات کافی داشته باشد. در این زمینه که چه تیم و چه عواملی روی او کار کردند که این اتفاقات افتاد، اطلاعاتم کافی نیست، اما تغییرات را به‌وضوح می‌بینم. در مدل رفتاریِ این آدم عناد و لجبازی هست، برای همین یک روز می‌گوید نمره وزیر من ۲۰ است، ولی فردای آن روز او را برمی‌دارد. این با چه منطقی قابل توجیه است. وزیر خارجه تو، بد یا خوب در افریقا با همتای خودش جلسه دارد و صحبت می‌کند. همتای او را بیرون خواستند و گفتند فلانی دیگر وزیر امور خارجه ایران نیست! همه می‌دانند که وقتی تو آقای متکی را گذاشتی، تندترین سخنرانی‌ها را علیه او کردم و شما هم از دست ما ناراحت بودی که چرا علیه وزیر خارجه محترم من صحبت کردی و گفتی که یک جاهایی سوتی‌هایی داده است؟ اما این چه کاری بود کردی؟ می‌گذاشتی می‌آمد. مگر قرار بود کودتا کند؟ این‌که حرف خوبی نبود که زدی که ما به او گفته بودیم، اما خودش خودسرانه رفت و از این دست اتفاقات که سر وزیر اطلاعات افتاد. جامعه را سر وزیر اطلاعات به هم ریختی و بعد آن قصه یازده روز قهر و این حرف‌ها. این‌که چه عواملی این خط و خطوط را به ایشان می‌دهند، جای بررسی دارد.

پس شما قائل به تغییر ایشان هستید.

بله، مشخصاً.

  

پرونده احمدی‌نژاد بسیار روشن‌تر از هاشمی و خاتمی است

من به عنوان کسی که در علم و صنعت درس خوانده‌ام و با احمدی‌نژاد بچه محل هستیم، از اول انقلاب به این طرف او را می‌شناسم که خانواده‌دار است و پرونده بسیار روشن و شفافی دارد. بسیار شفاف‌تر از آقای هاشمی و آقای خاتمی. برای بنده به‌عنوان یک بچه محل و یک هم‌دانشگاهی در علم و صنعت می‌گویم پرونده بسیار شفاف، سالم و روشنی دارد که اگر یک برگ آتو از او داشتند، تا حالا آسفالتش کرده بودند. در خود انتخابات این کار را می‌کردند و اصلاً نمی‌گذاشتند به اینجاها برسد. همین الان هم اگر از مسائل خانوادگی، صحت و عافیت خود و خانواده‌اش یک برگ داشته باشند، آسفالتش می‌کنند. اما متأسفانه این اتفاقات پیش آمده‌اند، منتهی باید در آینده اطلاعات بیشتری داشته باشیم که ببینیم چرا این چیزها پیش آمد.

مردم دنبال چهره‌های انقلابی هستند

مدیریت آقای احمدی‌نژاد در دولت‌های نهم و دهم یک چیزهای خوبی داشت و یک چیزهای بدی. آیا مدل مدیریتی آقای احمدی‌نژاد ارزشش را دارد وقتی رئیس‌جمهور بعدی که می‌آید، او دنباله همان مسیر را بگیرد و ادامه بدهد؟

خوب سئوالی بود. جوابش مشخصاً این است که مردم دنبال چهره‌های انقلابی‌ای هستند که به پشتوانه ولایت، مافیای قدرت و ثروتی را که در سازمان‌ها و نهادهای ما ریشه دوانده‌اند، از ریشه دربیاورد؛ چیزی که شعار احمدی‌نژاد بود و گفت می‌آیم مافیای نفت را می‌پوکانم! چه شد! هی وزیر عوض کردید و مافیای نفت به فراموشی سپرده شد! یا مثلاً در روزهای آخر می‌گویی اگر به من اجازه بدهید می‌خواهم مافیای بانک و بانک خصوصی را از هم بپاشانم. چهار ماه مانده به تمام شدن کارت می‌خواهی نظام بانکی را درست کنی؟ خنده‌دار نیست؟ نانوایی با همه فشارهای تو سر خط نشد، نظام بانکداری را می‌خواهی عوض کنی؟ ما هم که مردم هستیم چنین توقعی از تو نداریم. از رئیس‌جمهور آتی هم انتظار نداریم همه مسائل را حل کند. یک رئیس‌جمهوری چهار سال سر کار است، صنعت بومی را حل کند، خدا پدرش را بیامرزد. ما را از چنگال نوکری چینی‌ها نجات بدهد، از چنگال صنعت تک‌محصولی، نفت، نجات بدهد، دستش هم درد نکند. آقای رئیس‌جمهور آتی! واقعاً ما را از حیث کشاورزی خودکفا کن که برای آب و نان و دانه‌ خودمان دستمان دراز نباشد و مردم دغدغه آب و نان نداشته باشند. امسال بهترین پرتقال ۹۰۰ تومان! مردم سئوال می‌کنند این پرتقال کجا بود؟ چه جوری تولید خود ماست؟ با این همه گرانی این پرتقال باید می‌شد ۳۰۰۰ تومان. این پرتقال به این خوبی و شیرینی کجا بود؟ چه اتفاقی افتاده است؟ این را به کل قصه کشاورزی، پنیر و گوشت مردم تعمیم بدهید. همین یک قلم درست شود، دست شما هم درد نکند.

آقای رئیس‌جمهور آتی! مشکل مسکن مردم را واقعاً حل کنید. البته این کارها سخت است و به این راحتی نیست.

بر این اعتقاد هستم که کار خیلی پیچیده است، چون جریان قدرت و ثروتی که به شکل خفی در سازمان‌ها و نهادها ریشه دوانده، بر اساس یک مأموریت ذاتی عمل می‌کنند که به آنها ابلاغ شده است. این حرف را می‌زنم و مسئولیتش را هم خودم می‌پذیرم که اگر اباالفضل عباس(ع) هم رئیس‌جمهور شود، این مافیا او را زمین می‌زند. بنای آنها این است که این کار را بکنند، مگر این‌که او از قدرت لایزال الهی و پشتیبانی مردم و رهبری کمک بگیرد که ضایعش نکنند.

مردم دنبال مختاری هستند که عنود ولجوج نباشد

مردم در سال ۸۴ مشخصاً با انتخابشان این پیام را دادند که یک کسی بیاید و این معادله فعلی را به هم بریزد. مردم به‌دنبال زور و مختار انتقام‌گیر از مافیای ثروت و قدرت هستند. کسی که بتواند حقشان را از همین سیستم قوه قضائیه که پنجه‌هایش بسیار ضعیف‌تر از آن است که بتواند عدالت واقعی را اجرا کند، بگیرد. مردم به‌دنبال یک مختار هستند، منتهی مختاری که عنود و لجوج نباشد و تا مردم زمام کار را به دستش دادند نگوید رهبر کیست و ما برای خودمان کسی هستیم . رهبری بگوید بیداری اسلامی و این هی بگوید بیداری انسانی! هی بگوید سوریه خط مقدم است و تو هفت هشت ماه اصلاً آن طرف نروی و هیچ پالسی هم نفرستی، پالس‌هایی هم که در باره مقاومت و بشار اسد می‌فرستی، پالس‌های گیج‌کننده باشد. آقای محترم! اینها همه کارهایی هستند که اتفاق افتادند.

تمام این قصه‌ها بر سر همان پروژه «غلط کردم» است. همین چند روز بود که آقای هاشمی این حرف را زد. گفت: «به‌رغم این‌که رفیق فابریک رهبر بودم و نصایحی کردم…» دیدیم چه جور رفیق فابریکی بودی که در نامه‌ات نه سلام کردی و نه خداحافظی. گفت تذکرات را دادم و متأسفانه متوجه نشد و الان هم می‌گویم که بایستی فلان و بهمان شود و اگر نشود چنین و چنان می‌شود و این حرف‌ها.

باز تأکید می‌کنم مردم مشخصاً به‌دنبال مختار، شمشیرزن، یک عمار، یک ابوذری که حتی با یک استخوان به سر آدم‌هایی بزند که از قِبَل این آدم‌ها در این مملکت توپ شده‌اند و هنوز که هنوز است دارند از خون مردم تغذیه می‌کنند، چون زور این سیستم قضائیه و این سیستم مجریه نمی‌رسد که آنها را زمین بزند.

به ما نمی‌خندند اگر  بگوییم جمشید بسم‌الله نرخ ارز ما را تعیین می‌کند؟

امروز نظام تصمیم بگیرد کاری بکند، اینها زمینش می‌زنند. اگر واقعاً قضیه این جوری است که یک آدم بی‌سواد روی چهارپایه در کف خیابان جمهوری بایستد و قیمت دلار را تعیین کند که باید زار زار گریه کرد. این حرف را بزنیم شما را به خدا به ما نمی‌خندند که جمشید بسم‌الله نرخ ارز ما را تعیین می‌کند؟ برای نظام اسباب خجالت و سرشکستگی نیست؟

فشارها برای این است که آی مردم! دنبال چهره دیوانه‌ای مثل احمدی‌نژاد که چیدمان بازی ما را به هم می‌ریزد، نروید! دنبال کسی نروید که قاعده بازی را به هم می‌زند. یک کسی را بیاورید که بالانسی بین مافیای موجود که تقسیم کرده‌اند که کی کجا باشد به وجود بیاورد. الان کاملاً مشخص است که چه کسی چای بیاورد، چه کسی برنج وارد کند و….

مردم یک کسی را بیاورید که بازی درنیاورد و وقتی گفتیم این را وزیر کن، فلان جا این کار را بکند. گفتیم این را برندار، برندارد. اینها ویژگی‌های احمدی‌نژاد بود. این‌که بیایی و یکمرتبه یک سازمان برنامه و بودجه یا همان دولت در سایه را بزنی زیرش و ارتباط رئیس‌جمهور با استاندارها را بی‌واسطه و مستقیم کنی، یک کار بسیار انقلابی بود. این‌که به استاندارها بگوید پروژه‌هایتان را بردارید بیاورید و مستقیم بودجه بگیرید و بروید کارتان را انجام بدهید، یک اقدام انقلابی بود که برای توی احمدی‌نژاد در تاریخ نوشته شد، ولی خراب نکن.




طبقه بندی: بصیرت،
برچسب ها: سردار قاسمی، رهبر، اطاعت، بصیرت،

تاریخ : سه شنبه 1 اسفند 1391 | 16:14 | نویسنده : علی درزیان | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.