تبلیغات
بصیرت - دعاهای امام حسین علیه السلام

درخواست اخلاق نیکو

بار خداوندا، از تو توفیق هدایت یافتگان و عمل پرهیزگاران و خیرخواهی توبه کاران و اراده و عزم صابران و پرهیز خائفان و جدّوجهد دانشمندان و آراستگی مطیعان و خشیت دردمندان و گرفتاران را خواستارم، تا در دلم چنان خشیتی از تو ایجاد شود که در نتیجه آن از گناه خودداری کرده، به همه فرمان هایت جامه عمل بپوشانم و از این طریق شایسته عنایت و کرامت تو باشم و با درک عظمت تو رو به سوی تو آورم و چنان دوستدار تو شوم که همه اعمالم را خالص ساخته، با حسن ظن و امیدی که به تو دارم، در تمام کارها توکلم تنها به تو باشد.

درخواست رغبت به آخرت

پروردگارا، مرا به آخرت چنان راغب گردان که وجود آن را از طریق پارسایی در امور دنیوی در دل خود احساس کنم. خداوندا، مرا در امور مربوط به آخرت چنان بصیرتی عطا کن که با اشتیاق به دنبال گزاردن کارهای پسندیده بشتابم و از گناه و کارهای ناشایست پرهیز کنم......

ای مهربان ترینِ مهربانان

خداوندا، اگر مرا به گناهان بازخواست کنی، من تو را به کرم و بخششت می خوانم و اگر مرا با خطاکاران در یک جا محبوس سازی، به آنها خواهم گفت که من خدا را دوست می داشتم. ای مولای من، نه اطاعت من به تو سودی می رساند و نه گناهم ضرری را متوجه تو می کند. پس به من آنچه به تو سودی نمی رساند عنایت کن و آنچه به تو ضرری نمی رساند از من ببخشای. به درستی که تو مهربان ترینِ مهربانانی.

ای اوّلین و آخرین امیدم

از امام سجاد علیه السلام نقل شده است: در روز عاشورا وقتی لشکریان یزید آماده جنگ با امام حسین علیه السلام شدند آن حضرت این گونه با خداوند به راز و نیاز پرداختند: «پروردگارا، در هر سختی و گرفتاری پناه و امیدم تویی و در هر پیشامدی که روی به من می آورد، پشتیبانم تویی. چه بسیار سختی ها که قلب ها را به لرزه در می آورد و چاره سازی را با شکست مواجه می ساخت و دوست بر اثر آن انسان را رها می کرد و دشمن او را شماتت می نمود و من وقتی آن را به تو عرضه داشتم و شکایت آن را پیش تو آوردم، به پاس آن که در حل آن فقط به تو امیدوار بودم، تو به لطف و کرمت در کار من گشایش ایجاد کردی و مشکلم را برطرف ساختی. پس تو صاحب هر نعمت و نیکی هستی و آخرین امید همگان به توست».

مناجات با خدا

خداوندا،... تو مولا و سرور منی. پس به بنده ای که به تو پناه آورده است رحم کن. ای دارنده اوصاف برجسته و متعالی، تکیه گاهم تویی. خوشا به حال کسی که تو مولای او باشی! خوشا به حال کسی که خدمت گزار شب زنده داری باشد و شکایتِ گرفتاری هایش را فقط با خداوند ذوالجلال در میان بگذارد؛ هیچ ناراحتی و مشکلی بالاتر از دوستی خدا نداشته باشد و هرگاه ناراحتی اش را با پروردگار عالم مطرح کند آن را برطرف سازد و هر وقت به گرفتاری مبتلا شد، در دل تاریکی حل آن را از خداوند خواهد و مولایش او را گرامی داشته، به خود نزدیک گرداند.

تقاضا از حضرت حق

الها، چگونه مرا به خودم وا می گذاری در صورتی که از من کفالت فرمودی؟ و چگونه شکست خورم در صورتی که تو یاور منی؟ یا چگونه ناامید شوم در صورتی که تو نوازشگر منی و اکنون به واسطه نیازمندی ام به تو، دست به دامنت گشته ام؟ چگونه با چیزی که هرگز به ناحیه قدس تو نرسد به تو توسل جویم؟ یا چگونه از حال خود به تو شکایتِ چیزی کنم که بر تو پنهان نیست و یا چگونه با گفتارم آن را شرح دهم که آن برایت آشکار است؟ چگونه خواسته هایم را فرو می گذاری در حالی که به درگاه تو آمده ام؟!

طلب رستگاری

بارالها، خود را به تو می سپارم و روی خود را به سوی تو بر می گردانم و کارم را به تو وا می گذارم و رستگاری از هر بدی دنیا و آخرت را تنها از تو طلب می کنم. بارالها، حقا که تو برای من از همه مردم بسنده ای و هیچ کس مرا از تو کفایت نکند. پس مرا در آنچه از آن بیم دارم، از دیگری کفایت فرما و در حل مشکلات و گشایش فروبستگی ها روزنه خروجی نصیب فرما. به راستی که تو می دانی و من نمی دانم و تو می توانی و من نمی توانم و تو بر هر چیز توانایی، به رحمتت ای رحم کننده ترینِ رحم کنندگان.

بارخداوند

بار پروردگارا، از هرچه بیمناکم کفایتم کن و از هرچه تهدیدم می کند نگاهم دار. در جان و دین نگهبانم باش و در سفر حفظم فرما... و در هرچه روزی ام فرمودی برکتم ده. در پیش خود کوچک و خوارم نساز و در چشم مردم عزیز و بزرگم فرما و از شرّ جن و انس سلامتم دار. به سبب گناهانم رسوایم مکن و به کیفر ناخالصی نیّت هایم خوارم مگردان و با کارهای ناشایستم هلاکم منما و نعمت هایت را از من مگیر و به غیر خودت واگذارم مکن... بارالها، خشمت را بر من روا مدار. اگر تو بر من خشم نگیری از خشمِ جز تو باکم نیست؛ بلکه عافیت تو برایم توان بخش تر است... مرا با خشم خود نمیران و قهر خود را بر من فرود نیاور...

تو می دانی

الهی، هرچه قدر بدی ها و کوتاهی ها زبانم را ببندند، کرم و لطف تو مرا به سخن گفتن وامی دارد و هرگاه که اوصاف ناشایسته ام ناامیدم سازند، نیکی های تو امیدوارم می کنند. خداوندا، کسی که خوبی هایش بدی است چگونه بدی هایش بدی نباشد و کسی که حقیقت هایش ادعاست چگونه ادعاهایش ادعا نباشد؟! پروردگارا، تو خود می دانی اگر چه پیوسته طاعت تو را به جا نیاورده ام، ولی شوق و تصمیم آن را همیشه در دل داشته ام.

ای آرزوی من

پروردگارا، مرا بطلب تا به وصالت رسم و به فضلت مرا جذب کن تا یکسره به تو روی آورم. خدایا، امیدم از تو نمی گسلد اگرچه نافرمانی ات کنم و ترسم از تو زدوده نمی شود، اگرچه فرمانت نبرم. معبودا، چگونه ناامید شوم که تو آرزوی منی؟ چگونه خوار شوم که تو تکیه گاه منی؟ خدایا، چگونه دعویِ عزّت نکنم با این که به بندگیِ خود نسبتم داده ای؟... تویی که خود را در هر چیز به من شناساندی. پس تو را در هر چیز نمایان دیدم و تویی که بر هرچیز عیانی. ای آن که با رحمتِ رحمانی خود بر همه عوالم استیلا یافتی، ای آن که با تمام درخشندگی و زیبایی خود جلوه نمودی،... چگونه پنهانی و حال آن که پیدایی؟ چگونه غایبی و حال آن که همه را نگهبانی و در همه جا حاضری؟ به حقیقت بر همه چیز توانایی و ستایش تنها از آن توست.

طلب آمرزش

بارالها، در نعمت و عافیت تو شب را به صبح رساندم. پس خداوندا، بر محمد و آل او درود فرست و نعمت و عافیت خود را بر من کامل گردان و سپاسگزاری ات را روزی من فرما. بارالها، با نور تو ره یافتم و با فضل تو بی نیاز شدم و با نعمت تو صبح و شام کردم. اکنون گناهان من پیش روی توست. از تو آمرزش می طلبم و به سوی تو باز می گردم. آنچه عطا کنی هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند مانع آن شود و آنچه باز داری هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند آن را عطا کند. تو آن ذات دارای همه کمالاتی که هیچ معبود حقیقی جز تو یگانه بی شریک نیست. بارالها، ستایش از آن توست؛ ستایشی که در پی آن آسمان ها به تواضع برای تو بال بیفکند و زمین و زمینیان برای تو تسبیح گویند.

پروردگار

پروردگارا،... تو خدایی هستی که معبودی جز تو نیست. جان های اولیایت را جایگاه اراده و محل مشیّت خود مقرر فرمودی و در افکارشان اوامر و نواهی ات را قرار دادی تا یک لحظه از یاد تو غافل نشوند. آن گاه که اراده امری را فرمایی در افکارشان آنچه خود در آنها به ودیعت نهاده ای به حرکت در می آوری و بر زبانشان آنچه خود به آنها تفهیم کرده ای جاری می سازی. با عقل هایی که تو را خوانده و با حقایقی که به آنان ارزانی داشته ای به سوی تو می خوانند...

هدایت جویی از راه خدا

خداوندا، من از راه هدایتِ تو هدایت می جویم. آنچه امر به رعایتش کرده ای رعایت می کنم. پس مرا از رعایتت خالی ننما و از عنایتت خارج نساز و مرا از فیض رسیدن تأییدت ناتوان قرار نده و از راهی که به وسیله آن به خشنودی تو می رسم خارج نکن. حرکتم را بر اساس روشنگری و راهم را با هدایت و زندگی ام را قرین رشد و تعالی قرار ده تا مرا هدایت کنی و دیگران نیز به وسیله من راهنمایی شوند و در آنچه تو خواهان آن بوده ای و برای آن مرا خلق کرده ای و به سوی آن پناه داده ای، مرا وارد سازی. اولیائت را از این که بوسیله من امتحان شوند در پناه خود گیر و با رحمتت و در نعمتت آنان را امتحان کن؛ امتحانی که سبب برگزیدن و پاک شدن آنها از زشتی ها باشد و مرا به پدران و خویشاوندانِ رستگارم ملحق فرما.

پناهگاه من تویی

پروردگارا، هرکس به پناهگاهی پناه می آورد. پناه من تویی. خداوندا، بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم درود فرست و ندایم را بشنو و دعاهایم را اجابت کن و جایگاهم را قرب خود قرار بده و به گاهِ امتحان مرا از گم راهی به وسیله شیطان باز دار. به حقّ عظمتت که تکذیب انسانی و خیال پردازی های او در آن مؤثر واقع نمی شود و امری هم از آن خالی نیست. تا این که مرا به مشیتت به سوی خود بازگردانی بدون آن که نسبت به تو بدگمان باشم و در رحمتت شبهه کنم. به درستی که تو مهربان ترینِ مهربانانی.

ای مهربان ترین مهربانان

[پروردگارا،] تو آن خدایی که گفتار مؤمنان و کسانی را که عمل صالح انجام می دهند، اجابت کردی تا فضل بیشتری به آنان ارزانی داری. پس مرا از کوچک ترینِ خوانندگان و رغبت کنندگانِ به سویت قرار مده. دعای مرا همان گونه که دعای مؤمنان واقعی را اجابت کردی، به مرحله اجابت برسان و به حق آنان مرا با پاکیزگی ات از پاکیزگان قرار ده و دعا و نمازم را به شایستگی قبول فرما. باقی مانده عمرم و مرگم را پاکیزه قرار ده و مرا در میان بازماندگان باقی مدار و مرا به دعایم حفظ کن و فرزندانم را نیکو دار و با هر چیزی که فرزندان اولیا و مطیعان درگاهت را حفاظت کردی آنان را حراست فرما، به حقّ مهربانی ات ای مهربان ترینِ مهربانان.

به عضمت پرتو جمالت

[خداوندا،] از تو می خواهم، به عظمت پرتو جمالت، که آسمان ها و زمین از آن نور گرفت و تاریکی ها از پرتو آن روشن شد بر محمد صلی الله علیه و آله وسلم و آل او درود فرستی و امر زندگی و دنیای دیگرم را کفایت کنی و تمامی کارهایم را اصلاح فرمایی و مرا یک لحظه به خودم وامگذاری و کار من و خانواده ام را سامان بخشیده، مشکلاتمان را برطرف گردانی و من و آنان را از خزانه های فضل بسیارت که هرگز پایان نمی پذیرند برخوردار سازی... خداوندا، جانم را پرهیزگار و باتقوا ساز؛ چرا که تو مولا و سرپرست وجود من و بهترین کسی هستی که می توانی تمام وجودم را پاکیزه گردانی. خداوندا، راه هدایت را به من نشان ده و تقوا و پرهیزگاری را بر من الهام کن. ...




طبقه بندی: بصیرت،

تاریخ : چهارشنبه 8 شهریور 1391 | 15:32 | نویسنده : علی درزیان | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.